تحولات منطقه

بحران سئوتا فقط یک حادثه مهاجرتی نبود؛ در پس هجوم هزاران مراکشی به این منطقه تحت حاکمیت اسپانیا، رقابت بر سر تنگه جبل‌الطارق، نزدیکی مراکش به آمریکا و اسرائیل و تلاش قدرت‌ها برای کنترل مسیرهای راهبردی تجارت جهانی نمایان شد.

نبرد بر سر «ستون‌های هرکول» / از هرمز تا جبل‌الطارق؛ زنجیره تنگه‌هایی که نظم جهانی را به چالش می‌کشند
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

صحنه عبور ده‌ها هزار مراکشی از ایست‌های بازرسی این کشور و شنا کردن به سمت یک منطقه نیمه‌محصور اسپانیایی در اواخر ژوئیه، به‌روشنی از فروپاشی گسترده‌تر امنیت جهانی حکایت داشت. فروپاشی نظام‌های یک سیاره بیش‌ازحد تحت فشار، موجی از مهاجران ایجاد کرده بود که خود به ابزاری برای ارسال یک هشدار ژئوپلیتیکی صریح از سوی پادشاهی مراکش به همسایه و رقیب تاریخی‌اش، اسپانیا، تبدیل شدند؛ هشداری مبنی بر اینکه مراکش اکنون دوستان قدرتمند تازه‌ای دارد.

بحران سئوتا فقط یک حادثه مهاجرتی نبود؛ در پس هجوم هزاران مراکشی به این منطقه تحت حاکمیت اسپانیا، رقابت بر سر تنگه جبل‌الطارق، نزدیکی مراکش به آمریکا و اسرائیل و تلاش قدرت‌ها برای کنترل مسیرهای راهبردی تجارت جهانی نمایان شد.

سئوتا؛ مهاجرتی که رنگ ژئوپلیتیک گرفت

در اواخر ژوئیه، عبور ده‌ها هزار مراکشی از ایستگاه‌های کنترل مرزی و تلاش آنها برای ورود به سئوتا، منطقه تحت حاکمیت اسپانیا در شمال آفریقا، تصویری کم‌سابقه از بحران مرزی میان دو کشور ایجاد کرد. اما اهمیت این رویداد فراتر از مسئله مهاجرت بود؛ زیرا سئوتا درست در یکی از حساس‌ترین نقاط جغرافیایی جهان قرار دارد: دهانه تنگه جبل‌الطارق.

شواهدی وجود دارد که مقام‌های مراکشی از فعالیت‌های اینترنتی درباره «باز بودن» مسیر سئوتا اطلاع داشتند و حتی اسپانیا را از آن آگاه کرده بودند. «ریکاردو فابیانی»، مدیر پروژه شمال آفریقا در گروه بین‌المللی بحران، می‌گوید کاملاً محتمل است که مراکش بحران را تسهیل کرده باشد، هرچند لزوماً آن را طراحی نکرده باشد.

این اتفاق در شرایطی رخ داد که روابط مراکش و اسپانیا، باوجود همکاری‌های گسترده اخیر، همچنان تحت تأثیر اختلاف تاریخی بر سر سئوتا و ملیلیه قرار دارد. رباط این دو منطقه را بخشی از سرزمین خود می‌داند و طی سال‌های اخیر تلاش کرده است فشار سیاسی و اقتصادی بر اسپانیا را افزایش دهد.

«جیکوب ماندی»، استاد مطالعات صلح و منازعه در دانشگاه کولگیت، معتقد است مراکش از دولت کنونی اسپانیا امتیازات مهمی دریافت کرده و بنابراین انگیزه‌ای برای تغییر دولت مادرید ندارد. از نگاه او، ارتباط این بحران با تحولات غرب آسیا را باید در موضع اسپانیا درباره فلسطین و جنگ ایران جست‌وجو کرد؛ مواضعی که آمریکا و اسرائیل از آن ناراضی‌اند.

جبل‌الطارق؛ تنگه‌ای که اهمیتش چند برابر شده است

اهمیت سئوتا بدون درک جایگاه جبل‌الطارق قابل فهم نیست. این تنگه ورودی و خروجی اصلی دریای مدیترانه است و در شرایطی که تنگه هرمز و باب‌المندب تحت فشار نظامی قرار گرفته‌اند، ارزش ژئوپلیتیک آن به‌شدت افزایش یافته است.

در واقع، در سال‌های اخیر چند گذرگاه دریایی مهم اوراسیا هم‌زمان به میدان رقابت قدرت‌ها تبدیل شده‌اند. جنگ روسیه و اوکراین اهمیت تنگه‌های ترکیه را افزایش داد؛ جنگ ایران و آمریکا و بسته‌شدن هرمز، اهمیت خلیج فارس را برجسته کرد؛ و اقدامات نیروهای یمنی در باب‌المندب، مسیر دریای سرخ را تحت فشار گذاشت.

در چنین شرایطی، جبل‌الطارق به یکی از معدود گلوگاه‌های باقی‌مانده برای دسترسی دریایی به مدیترانه تبدیل شده است. این تنگه از نظر تاریخی نیز نقطه‌ای تعیین‌کننده بوده است. «ساشا پک»، استاد دانشگاه بوفالو، آن را فضایی می‌داند که در آن مرز شمال و جنوب، شرق و غرب و اقیانوس و دریای داخلی مدیترانه به یکدیگر می‌رسند.

افزایش تجارت آمریکا از مسیر جبل‌الطارق نیز بر اهمیت آن افزوده است. پس از جنگ اوکراین، سهم تجارت منشأگرفته از آمریکا در این مسیر حدود ۵۰ درصد افزایش یافته و بخش بزرگی از آن را محموله‌های گاز طبیعی مایع تشکیل می‌دهد؛ گازی که جایگزین بخشی از صادرات روسیه به اروپا شده است.

در نتیجه، کنترل یا حتی اعمال فشار بر مناطق پیرامون جبل‌الطارق دیگر صرفاً مسئله‌ای میان اسپانیا و مراکش نیست؛ بلکه می‌تواند به بخشی از رقابت بزرگ‌تر بر سر مسیرهای تجارت جهانی تبدیل شود.

مراکش؛ حلقه‌ای میان آمریکا، اسرائیل و چین

تحول مهم دیگر، جایگاه تازه مراکش در محاسبات واشنگتن است. رباط طی سال‌های اخیر از یک شریک حاشیه‌ای آمریکا به بازیگری مهم‌تر در راهبرد این کشور در آفریقا و مدیترانه تبدیل شده است.

پیوستن مراکش به توافق ابراهیم در سال ۲۰۲۱، در کنار حمایت آمریکا از ادعای این کشور درباره صحرای غربی، زمینه همکاری‌های امنیتی گسترده‌تری را فراهم کرد. در قانون مجوز دفاع ملی آمریکا برای سال ۲۰۲۷ نیز توجه ویژه‌ای به توسعه همکاری‌های دفاعی با مراکش شده است.

«میشائل شورکین»، تحلیلگر سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، می‌گوید غیرعادی است که واشنگتن هم‌زمان در حال ارتقای پایگاه‌های نظامی مراکش و افزایش قابلیت همکاری میان نیروهای دو کشور باشد. به گفته او، مراکش از نظر ذخایر فسفات برای امنیت غذایی آمریکا اهمیت راهبردی دارد.

اما معادله تنها به آمریکا محدود نمی‌شود. چین نیز میلیاردها دلار در کارخانه‌های خودروسازی و تولید باتری در مراکش سرمایه‌گذاری کرده است. شرکت‌های چینی می‌توانند با تولید کالا در مراکش از مزایای توافق تجاری این کشور با آمریکا و ارتباط آن با اتحادیه اروپا استفاده کنند و بخشی از محدودیت‌های تعرفه‌ای علیه محصولات چینی را دور بزنند.

به این ترتیب، مراکش در نقطه تلاقی رقابت سه‌جانبه آمریکا، چین و اروپا قرار گرفته است؛ موقعیتی که ارزش ژئوپلیتیک بنادر و سواحل این کشور را افزایش می‌دهد.

ائتلاف مراکش و اسرائیل؛ از امنیت تا کنترل دریا

رابطه مراکش و اسرائیل نیز بخش مهم دیگری از این معادله است. همکاری دو طرف سابقه‌ای طولانی دارد، اما پس از عادی‌سازی روابط در چارچوب توافق ابراهیم، مناسبات امنیتی و نظامی آنها وارد مرحله تازه‌ای شد.

در سال‌های اخیر، اسرائیل در رزمایش‌های نظامی مراکش حضور داشته و همکاری‌های دفاعی، پهپادی و اطلاعاتی میان دو طرف گسترش یافته است. مراکش همچنین میزبان تأسیسات تولید پهپاد شرکت‌های اسرائیلی شده و در حوزه‌های نظارت، رادار و جنگ الکترونیک همکاری‌هایی شکل گرفته است.

در همین چارچوب، بندرهای طنجه‌مد و نادور وست‌مد در نزدیکی سئوتا و ملیلیه اهمیت ویژه‌ای یافته‌اند. این بنادر نه‌تنها رقبای تجاری بنادر اسپانیا هستند، بلکه می‌توانند در بلندمدت موقعیت مراکش در کنترل و نظارت بر تردد دریایی اطراف این دو منطقه را تقویت کنند.

«لوران اوزون»، تحلیلگر فرانسوی، معتقد است سئوتا به اسپانیا و در نتیجه اروپا امکان کنترل بخشی از ورودی مدیترانه را می‌دهد و از همین رو، رقابت بر سر آن صرفاً یک اختلاف مرزی نیست.

از سوی دیگر، نزدیکی مراکش و اسرائیل در شرایط جنگ غزه حساسیت بیشتری پیدا کرده است. مراکش حتی بنادر خود را برای کشتی‌های آمریکایی حامل تسلیحات به اسرائیل گشوده؛ اقدامی که نشان‌دهنده عمق مناسبات امنیتی دو طرف است.

از سئوتا تا هرمز؛ دومینوهای دریایی نظم جهانی

آنچه بحران سئوتا را مهم‌تر می‌کند، هم‌زمانی آن با فعال‌شدن مجموعه‌ای از گلوگاه‌های دریایی در سراسر غرب اوراسیاست. در دریای سیاه، تنگه‌های ترکیه تحت تأثیر جنگ روسیه و اوکراین قرار گرفته‌اند؛ در هرمز، جنگ ایران و آمریکا مسیر انرژی را متزلزل کرده و در باب‌المندب، عملیات نیروهای یمنی مسیر تجارت دریای سرخ را تحت فشار گذاشته است.

در چنین فضایی، جبل‌الطارق دیگر یک تنگه عادی نیست. هر تحول سیاسی در اطراف آن می‌تواند بر امنیت انرژی، تجارت اروپا و رقابت آمریکا و چین تأثیر بگذارد.

مسئله از این منظر به سئوتا محدود نمی‌شود. مراکش در حال تبدیل‌شدن به یک گره استراتژیک میان آفریقا، اروپا، اقیانوس اطلس و مدیترانه است؛ کشوری که هم‌زمان به آمریکا و اسرائیل نزدیک شده و از سرمایه‌گذاری چین نیز بهره می‌برد.

اما یک تناقض جدی در قلب این قدرت‌نمایی وجود دارد: هزاران جوان مراکشی که در بحران سئوتا برای عبور به اروپا تلاش کردند، نشان دادند پشت تصویر یک متحد مهم ژئوپلیتیک، بحران اجتماعی عمیقی وجود دارد. «ابوبکر جمعی»، روزنامه‌نگار مراکشی، این تناقض را چنین توصیف می‌کند: چگونه می‌توان از دستاوردهای کشور سخن گفت، در حالی که جوانان آن تا این اندازه ناامیدند؟

بنابراین، اگرچه بحران سئوتا به‌تنهایی نمی‌تواند اثبات کند که مراکش در حال اجرای یک طرح هماهنگ برای تغییر موازنه در جبل‌الطارق است، اما مجموعه تحولات پیرامون آن نشان می‌دهد این منطقه وارد مرحله‌ای تازه شده است.

در جهانی که هرمز، باب‌المندب، دریای سیاه و کانال سوئز همگی به میدان رقابت تبدیل شده‌اند، جبل‌الطارق نیز دیگر صرفاً یک مرز میان اسپانیا و مراکش نیست؛ بلکه بخشی از نبرد بزرگ‌تر بر سر مسیرهای تجارت، انرژی و نفوذ جهانی است.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha